هبوط
- اوصاف و خصوصيات امام عصر(ع) در كلام رهبركبير انقلاب اسلامي(ره):
حضرت خاتمالاوصيا و مفخرالاوليا، حجت بن الحسن العسكري ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ ... بزرگ شخصيتي كه برپا كنندة عدالتي است كه بعثت انبيا(ع) براي آن بود... ابر مردي كه جهان را از شرّ ستمگران و دغلبازان تطهير مينمايد و زمين را پس از آنكه ظلم و جور آنرا فرا گرفته، پر از عدل و داد مينمايد و مستكبران جهان را سركوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض مينمايد.1
... قضية غيبت حضرت صاحب، قضية مهمي است كه به ما مسائلي ميفهماند، من جمله اينكه [براي] يك همچو كار بزرگي كه در تمام دنيا، عدالت به معناي واقعي اجرا بشود، در تمام بشر نبوده كسي الّا مهدي موعود ـ سلاماللهعليه ـ كه خداي تبارك و تعالي او را ذخيره كرده است براي بشر.
هر يك از انبيا كه آمدند، براي اجراي عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود كه اجراي عدالت را در همه عالم بكنند؛ لكن موفق نشدند؛ حتي رسول ختمي(ص) كه براي اصلاح بشر آمده بود و براي اجراي عدالت آمده بود و براي تربيت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به اين معنا. و آن كسي كه به اين معنا موفق خواهد شد و ع3دالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، نه آن هم اين عدالتي كه مردم عادي ميفهمند ـ كه فقط قضيّه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد ـ بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت، انسان اگر هر انحرافي پيدا كند، انحراف عملي، انحراف روحي، انحراف عقلي؛ برگرداندن اين انحرافات را به معناي خودش؛ اين ايجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد، از اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد، اين عدالت در او تحققّ پيدا كرده است؛ اگر در عقايد يك انحرافاتي و كجيهايي باشد، برگرداندن آن عقايد كج يك عقيدة صحيح و صراط مستقيم، اين ايجاد عدالت است در عقل انسان.
در زمان ظهور مهدي موعود ـ سلامالله عليه ـ كه خداوند ذخيره كرده است او را از باب اينكه هيچ كس در اولين و آخرين، اين قدرت برايش نبوده است و فقط براي حضرت مهدي موعود بوده است كه عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد، و آن چيزي كه انبيا موفق نشدند به آن با اين كه براي آن خدمت آمده بودند، خداي تبارك و تعالي ايشان را ذخيره كرده است كه همان معنايي كه همه انبيا آرزو داشتند؛ لكن موانع اسباب اين شد كه نتوانستند اجرا بكنند، و همة اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند كه اجرا بكنند، به دست اين بزرگوار اجرا بشود.
اينكه اين بزرگوار را طول عمر داده خداي تبارك و تعالي براي يك همچو معنايي، ما از آن ميفهميم كه در بشر كسي نبوده است ديگر، قابل يك همچو معنايي نبوده است، و بعد از انبيا كه آنان هم بودند لكن موفق نشدند، كسي بعد از انبيا و اولياي بزرگ، پدران حضرت موعود، كسي نبوده است. اگر مهدي موعود هم مثل ساير اوليا به جوار رحمت حق ميرفتند ديگر در بشر كسي نبوده است كه اين اجراي عدالت را بكند، نميتوانسته، و اين يك موجودي است كه ذخيره شده است براي يك همچو مطلبي، و لهذا به اين معنا عيد مولود حضرت صاحب ـ ارواحنا له الفدا ـ بزرگترين عيد براي مسلمين است و بزرگترين عيد براي بشر است نه براي مسلمين.
اگر عيد ولادت حضرت رسول(ص) بزرگترين عيد است براي مسلمين، از باب اينكه موفق به توسعة آن چيزهايي كه ميخواست توسعه بدهد نشد، چون حضرت صاحب ـ سلامالله عليه ـ اين معنا را اجرا خواهد كرد و در تمام عالم زمين را پر از عدل و داد، به همة مراتب عدالت، به همة مراتب دادخواهي، خواهد كرد. بايد ما بگوييم كه عيد شعبان، عيد تولد حضرت مهدي ـ سلامالله عليه ـ بزرگترين عيد براي تمام بشر [است]. وقتي كه ايشان ظهور كنند انشاءالله (خداوند تعجيل كند در ظهور او) تمام بشر را از انحطاط بيرون ميآورد، تمام كجيها را راست ميكند «يملأ الأرض عدلاً بعد ما ملئت جوراً»2 همچو نيست كه اين عدالت همان كه ماها از آن ميفهميم كه [تنها] يك حكومت عادلي باشد كه ديگر جور نكند؛ اين هست اما خير، بالاتر از اين معناست. الآن زمين و بعد از اين ـ از اين هم بد تر شايد بشود ـ پر از جور است، تمام نفوسي كه هستند انحرافات در آنها هست حتي نفوس اشخاص كامل هم در آن انحرافاتي هست ولو خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقايد انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در كارهايي هم كه بشر ميكند انحرافش معلوم است، و ايشان مأمورند براي اين كه تمام اين كجيها را مستقيم كنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال، كه واقعاً صدق بكند «يملأ الارض عدلاً بعد ما ملئت جوراً». از اين جهت اين عيد، عيد تمام بشر است.3
... چه مسعود و مبارك است روزي كه جهان از دغلبازيها و فتنه انگيزيها پاك شود و حكومت عدل الهي بر سراسر گيتي گسترش يابد و منافقان و حيلهگران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالي بر بسيط زمين افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامي بر بشريت حاكم شود و كاخهاي ستم و كنگرههاي بيداد فرو ريزد و آنچه غايت بعثت انبيا(ع) و حاميان اوليا(ع) بوده، تحقق يابد و بركات حق تعالي بر زمين نازل شود و قلمهاي ننگين و زبانهاي نفاق افكن شكسته و بريده شود و سلطان حق تعالي بر عالم پرتوافكن گردد و شياطين و شيطانصفتان به انزوا گرايند.4
| امام مهدي(ع) مظهر كمال | | |
| ۱۷ بهمن ۱۳۸۶ | |
علم و دانش بيست و هفت حرف (بيست و هفت شاخه و شعبه) است تمام آنچه پيامبران الهي براي مردم آوردند دو حرف بيش نبود و مردم تاكنون جز آن دو حرف را نشناختهاند. اما هنگامي كه قائم ما قيام كند، بيست و پنج حرف (بيست و پنج شاخه و شعبه) ديگر را آشكار و در ميان مردم منتشر ميسازد و دو حرف ديگر را به آن ضميمه ميكند تا بيست و هفت حرف آن منتشر گردد. اشاره: تكاپوي انسان براي رسيدن به جامعهاي است كه همة شرايط كمال وي در آن فراهم باشد. انبيا و اولياي الهي هم اين مطلب را مطرح و در پي تحقق آن بودهاند اما آنچه تاكنون اتّفاق افتاده عدم وجود شرايط براي ايجاد يك نظام هماهنگ و جهاني الهي است. خداوند متعال در قرآن كريم وعده داده كه اين شرايط در آخرالزّمان به وجود خواهد آمد. پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نيز فرمودهاند كه زمينههاي تكامل انسان، در زمان حضرت مهدي(ع) ايجاد خواهد شد. در اين مقاله چگونگي شرايط و خصوصيات آن زمان از زبان ائمه اطهار، با تأكيد بر كلام امير مؤمنان(ع) مورد توجّه قرار گرفته است. هدايت خداي جهان خالقي حكيم است و هيچ موجودي را بيهوده و عبث نيافريده، چون خلق بيهدف نشانة ضعف و ناآگاهي است و اين ويژگيها نميتواند در خداوند وجود داشته باشند. او هر مخلوقي را براي هدفي حكيمانه آفريده و آن را به سوي هدفش هدايت ميكند. وقتي به جهان و موجودات مينگريم آنها را يك مجموعة منظم و داراي نظام كه در مسيري معين رو به سوي هدفي خاص حركت ميكند ميبينيم. اين حركت حركتي به سوي كمال است، و همة موجودات به سوي كمال در حركتاند. اصولاً تمام حركتها در جهان نوعي حركت كمالي هستند بدين معني كه خداوند هر موجودي را كه آفريده، او را به كمال خاص خود رهنمون گشته است.1 در تعاليم كتاب آسماني و آموزههاي معصومين(ع) چنين روايت ميشود كه: جهان منظم و داراي هدف بوده (هدايت عامه) انسان هم موجودي هدفمند و داراي هدف خاص و براي رسيدن به اين هدف (هدايت خاص انسان) هم عقل و اختيار (به عنوان ابزاري دروني) و پيامبران و كتب آسماني (به عنوان ابزاري بيروني لازم و ضروري ميباشند. خداوند متعال كه آفرينندة انسان است، بهترين كس براي خبر دادن از آينده و دادن برنامه براي سعادت انسان است. پيامبران را براي ابلاغ اين اخبار و برنامهها به بشر، مبعوث نموده است. علي(ع) دليل بعثت پيامبران را چنين بيان مينمايند: خداوند پيامبران خود را مبعوث فرمود و هر چند گاه متناسب با خواستههاي انسانها، رسولان خود را پي در پي اعزام كرد تا وفاداري به پيمان فطرت را از آنان باز جويند و نعمتهاي فراموش شده را به يادآورند. و با ابلاغ احكام الهي حجت را بر آنها تمام نمايند و توانمندي پنهانشده عقلها را آشكار ساخته، نشانههاي قدرت خدا را معرفي نمايند.2 در ادامه خطبه مولا چنين ميفرمايند: خداوند هرگز انسانها را بدون پيامبر، يا كتابي آسماني، يا برهاني قاطع و يا راهي استوار رها نساخته است. 3 بنابراين فلسفة ارسال رسل و انزال كتب، بيان و ترسيم راه الهي همراه با حجتها و برهانهاي قاطع و احكام روشن در هدايت انسان ميباشد. امام(ع) دربارة دليل بعثت نبيّ اكرم و وجود ايشان، به تكميل دوران نبوّت اشاره نموده، ميفرمايند: تا اينكه خداوند سبحان براي وفاي يه وعدة خود و كامل گردانيدن دوران نبوّت، حضرت محمد(ص) را مبعوث كرد. پيامبري كه از همة پيامبران پيمان پذيرش نبوّت او را گرفته بود و نشانههايش شهرت داشت تولدش بر همه مبارك بود.4 در كتب آسماني قبل از پيامبر اكرم(ص) تمامي مشخصات آن حضرت ذكر شده بود. چنانچه در قرآن آمده است: كساني كه به آنان كتاب (آسماني) داديم (يهود و نصاري) محمد(ص) را همانند فرزندان خود ميشناسند.5 ضرورت نصب امام در تكميل مبحث هدايت، اميرالمؤمنين(ع) مسئلة ضرورت وجود امام پس از پيامبر را بدين شكل مطرح ميكنند: رسول گرامي اسلام(ص) در ميان شما مردم جانشيناني برگزيد كه تمام پيامبران گذشته براي امتهاي خود برگزيدند، زيرا آنها هرگز انسانها را سرگردان رها نكردند و بدون معرّفي راهي روشن و نشانههاي استوار، از ميان مردم نرفتند.6 همه پيامبران و حجّتهاي الهي آمدهاند تا اين شرايط براي انسان فراهم شود. هر چند ايشان نهايت سعي خود را نمودهاند امّا به دليل شرايط زماني و مكاني و دشمنان، هيچكدام از آنها نتوانستهاند اين شرايط را به نحو كامل فراهم نمايند. البّته در پرتو نور الهي پيامبران و امامان(ع) افراد شايستهاي در هر دوره به درجات عالي انساني و ايماني رسيدهاند كه بسيار محدود ميباشند، امّا همه آحاد جامعه نتوانستهاند از اين شرايط استفاده كنند و به كمال مطلوب برسند. زيرا اگر اينگونه نبود ميبايست در يك برهه از زمان هيچ فرد مشرك و ملحدي در جامعه وجود داشته باشد. همه پيامبران انسانها را وعده به آمدن نبيّ اكرم(ص) دادهاند چنانكه در مطلب قبل آورديم مولا علي(ع) در مورد پيامبر گرامي اسلام فرمودند: (خداوند) از همه پيامبران پيمان پذيرش نبوّت او را گرفته بود. 7 نبّي اكرم(ص) و ائمّه معصومين(ع) هم وعده به آمدن حضرت صاحبالامر(عج) دادهاند و وعده نمودهاند كه در زمان اين حجت الهي تمام شرايط براي رشد و كمال انساني فراهم ميگردد و همه انسانها در اين زمان به كمال ميرسند. اسباب كمال در حكومت مهدوي عواملي كه حكومت حضرت مهدي(عج) را موجد شرايط كمال انساني ميسازند.ژ 1. مهمترين عامل و مهيا كنندة تمام شرايط، «منوّر شدن زمين به نور الهي» است و خداوند با عنايت ويژهاي كه به آن حضرت دارد، خود، شرايط ظهور و تحقق آرمانهايشان را فراهم ميسازد. در روايات از اين موضوع، تعبير به اشراق گرديده است از جمله مفضل بن عمر گويد از امام صادق(ع) شنيدم كه ميفرمودند: همانا چون قائم(ع) قيام كند زمين به نور پروردگارش روشن ميشود.8 2. همچنانكه از اسم حضرت(مهدي) پيداست ايشان به همة امور، كاملاً هدايت شدهاند و هيچ امر مخفي بر ايشان پوشيده نيست. بنا به فرمايش امام صادق(ع) كه ميفرمايند: زيرا او بر امري پوشيده هدايت ميشود.9 در نتيجه ديگران را نيز از جمله به امور مخفي و پوشيده هدايت ميكند. 3.ايشان صاحب حكومت عدلاند. حضرت صاحب عدل مطلق، فراگير، جهان شمول و بدون قيد هستند، امام زينالعابدين(ع) در اين باره ميفرمايند: امام مهدي(ع) زمين را از قسط و عدل پر ميگرداند.10 بنابراين در آن نظام روحيّه التيام، خوگرفتن دلها به يكديگر بر جان و روح حاكم ميگردد. اينهمه دزدي، خيانت، جنايت و قانون گريزي كه در جوامع بشر ديده ميشود دليل عمدهاش وجود جور و ستم در قوانين حاكم بر كشورها و يا جور و ستم در مقام تطبيق و اجراي قوانين است. مولا علي(ع) نتيجة رابطة عادلانه بين حاكم و مردم را چنين بيان مينمايند: آنگاه كه مردم حقّ رهبري را ادا كرده و زمامدار حقّ مردم را بپردازد، حقّ در آن جامعه عزّت مييابد و راههاي دين پديدار و نشانههاي عدالت برقرار و سنّت پيامبر پايدار ميشود. پس روزگار اصلاح شده، مردم در تداوم حكومت اميدوار، و دشمن در آرزوهايش مأيوس ميگردد.11 آنچه مسلّم است اينكه فقط در زمان حضرت مهدي امام زمان(ع)، اين شرايط به وجود ميآيد، يعني هم والي حقّ رعيت و مردم را به كمال رعايت ميكند و هم مردم حقّ والي را. البته والياني چون مولا علي(ع) حقّ رعيّت را به تمامي و كمال آن ادا نمودهاند امّا طرف ديگر يعني مردم اين استعداد و آمادگي را نداشتند كه حقّ والي خود يعني مولا علي(ع) را رعايت نمايند. نه تنها ايشان را همراهي نكردند بلكه در بسياري از موارد در مقابل ايشان ايستادند و حتّي جنگها بر عليه ايشان به راه انداختند و نهايتاً حضرت را به شهادت رساندند. قابل توجه اينكه زماني يك حاكم، يا هيئت حاكمة يك كشور ميتوانند عدالت را در جامعه گسترش دهند كه زمينة روحي پياده شدن عدل توسط مردم فراهم شده باشد. اگر عدل بودن دستوري ـ هرچه عادلانه و به حق ـ از سوي مردم درك نشود، هر چند حاكم يا حاكمان تلاش نمايند باز هم در مقام اجرا با مشكل روبرو ميشوند. براي مثال اگر بهترين قوانين راهنمايي و رانندگي در كشوري طرّاحي شده و خبرهترين افراد براي اجراي آن نظارت داشته باشند تا زماني كه مردم ضرورت آنرا درك نكنند، ارتكاب تخلفات توسط گروهي از آنان امري بديهي است. قبضهاي سنگين جريمه در ارتباط با رانندگي گواهي روشن بر اين مطلب است. حال ببينيم در زمان حضرت صاحبالامر براي مردم چه اتّفاقي ميافتد و به زباني ديگر مردم زمان حكومت حضرت وليعصر(ع) چه خصوصيّتي خواهند داشت كه آمادگي پذيرش قوانين عادلانه حضرت را به كمال دارند: اول، علم در زمان حضرت به كمال ميرسد يعني حضرت وليعصر(ع) پرده از تمامي علوم مقدور بشر برداشته، آن را به كمال در اختيار مردم قرار ميدهند. شاهد اين موضوع كلام گهربار حضرت امام صادق(ع) است كه ميفرمايند: علم و دانش بيست و هفت حرف (بيست و هفت شاخه و شعبه) است تمام آنچه پيامبران الهي براي مردم آوردند دو حرف بيش نبود و مردم تاكنون جز آن دو حرف را نشناختهاند. اما هنگامي كه قائم ما قيام كند، بيست و پنج حرف (بيست و پنج شاخه و شعبه) ديگر را آشكار و در ميان مردم منتشر ميسازد و دو حرف ديگر را به آن ضميمه ميكند تا بيست و هفت حرف آن منتشر گردد.12 دوم، شعور و احساس مردم بسيار بالا ميرود به حدّي كه ميتوانند اين نظام عادلانه را تحمل و حتي خود، در اجراي آن نقش اساسي داشته باشند. حضرت صادق(ع) ميفرمايند: هنگامي كه قائم ما قيام كند خداوند آنچنان گوش و چشم شيعيان ما را تقويت ميكند كه ميان آنها و قائم (رهبر و پيشوايان) نامهرسان نخواهد بود. با آنها سخن ميگويد و سخنش را ميشنوند و او را ميبينند در حالي كه او در مكان خويش است (و آنها در نقاط ديگر جهان).13 سوم، به آنها حكمت داده ميشود كه مهمترين عامل در ايجاد شرايط اجراي عدالت در جامعه است، زيرا نشانگر درك بالاي مردم آن زمان و انجام امور بر اساس عقل و خرد است و كسي كه حكيم باشد كار خلاف عقل انجام نميدهد. امام باقر(ع) ميفرمايند: در زمان حضرت صاحب، به خلق، تا آنجا حكمت داده ميشود كه زن در خانة خود حكم ميكند به كتاب خداوند و سنت رسول خدا.14 اما رهبري و اجراي عدالت حضرت مهدي(عج) چه خصوصيّاتي را داراست و چگونه ميتواند عدالت، فضايل، مكارم اخلاقي و در يك كلام تمام خوبيها را بر جهان حاكم نمايد. اولاً: امام زمان(ع) بندگان خدا را براي خدا دوست دارد و براي او همه بندگان خدا يكسان و مساوي هستند، چه مرد و چه زن چه كوچك و چه بزرگ و هر نژاد و قوم كه باشند. البته اين سيرة همه اجداد طاهرين ايشان(ع) بوده است بر خلاف اكثر حاكمان كه مردم را براي خود و در جهت منافع خودشان ميخواهند. امام علي(ع) ميفرمايند: مردم من شما را براي خدا ميخواهم و شما مرا براي خودتان.15 امام زمان(ع) نيز مردم را براي خدا ميخواهد و كسي كه مردم را براي خدا بخواهد تنها حكم خدا را بر ايشان جاري ميسازد. ثانياً: دانش امام دانشي وسيع و گسترده است و احاطة كامل به همة ابعاد عدالت و فرودگاههاي آن دارد. اميرالمؤمنين(ع) در اينباره ميفرمايند: زره دانش بر تن دارد و با تمامي آداب و معرفت كامل آن را فرا گرفته است.16 ثالثاً: حكم و قضاوت ايشان است كه زمينة اجراي عدالت را فراهم مينمايد. زيرا حضرت با علم الهي حكم نموده و براي حكم دادن نياز به بيّنه و دليل ندارد و خود، گناهكار و خاطي را با علم خدايي كاملاً ميشناسد. امام صادق(ع) فرمودند: دنيا به پايان نخواهد رسيد تا اينكه مردي ازما اهل بيت خروج نمايد. در حالي كه با حكم و داوري مينمايد و از مردم بيّنه و دليل نميخواهد. 4. زمين تمام ذخاير و ثروتهاي خود را در اختيار حضرت قرار ميدهد و امام آنها را در بين مردم تقسيم مينمايند، مردم تا آنجا غني ميشوند كه هيچ فردي كه بتوان به او صدقه داد پيدا نميشود. امام صادق(ع) ميفرمايند: در زمان ظهور (حضرت مهدي(ع)) زمين گنجهاي خود را آشكار سازد، بدان سان كه مردم در روزي زمين گنجها را ببينند و براي احسان كردن به كسي به وسيلة مال خود يا دادن زكات به او جست وجو كنند، ولي هيچ كس را نيابند كه احسان يا زكات را بپذيرد و مردم به واسطة آنچه خداوند بدانها روزي كرده همگي بي نياز و توانگر شوند.18 به همين دليل كسي نيازي نميبيند كه به حقوق ديگران تجاوز نمايد و هر كس هر چه بخواهد در اختيار دارد. البته رشد عقلي، علمي و ايماني انسانها اين امر را تقويت مينمايد. امام باقر(ع) وجود امنيت و برادري در آن زمان را بدينگونه بيان مينمايند: به هنگام رستاخيز امام قائم(ع) آنچه هست دوستي و يگانگي است، تا آنجا كه هر كس هر چه نياز دارد از جيب ديگري برميدارد بدون هيچ ممانعتي.19 جمعبندي از اين نوشتار اين نتيجه به دست ميآيد كه شرايط تحقق آرمانهاي انسان ـ چه به لحاظ مادّي و چه معنوي ـ تنها و تنها در زمان تشكيل حكومت حقّه حضرت مهدي(ع) ـ ارواحنا له الفداء ـ ايجاد ميگردد. از لحاظ مادي انسان اميد رفاه كامل در زندگي را دارد كه با توجه به تكامل علوم و بركت خداوند در زمين و فراواني ثروت، كاملترين شرايط رفاه مادّي انسان به وجود ميآيد. آباداني، فراواني نعمت، رشد و توسعة تكنولوژي، ظهور بركات زمين و توسعه امنيت از جمله نتايج تشكيل آن حكومت است. از لحاظ معنوي نيز تمام شرايط رشد معنوي انساني در آن روزگار محقق ميشود. تكامل عقول، اشراق نور الهي بر زمين و بر دل و جان بندگان خدا، نابودي كامل دشمنان انسانيّت و استقرار دين الهي شرايط را براي رشد معنوي همة حقطلبان فراهم ميآورد. امام مهدی ارامش قلوب ونوردیدگان امت. |
نظرات 3 نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 12:06 PM
سه شنبه، 25 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت
سلام فروغ هستم مدیر وبلاگ عروج ورودشمارابه این وبلاگ خوش امد میگویم.
نظرات 1 نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 11:45 AM
چهارشنبه، 15 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت
صفحات: 1






علم و دانش بيست و هفت حرف (بيست و هفت شاخه و شعبه) است تمام آنچه پيامبران الهي براي مردم آوردند دو حرف بيش نبود و مردم تاكنون جز آن دو حرف را نشناختهاند. اما هنگامي كه قائم ما قيام كند، بيست و پنج حرف (بيست و پنج شاخه و شعبه) ديگر را آشكار و در ميان مردم منتشر ميسازد و دو حرف ديگر را به آن ضميمه ميكند تا بيست و هفت حرف آن منتشر گردد.